دسته بندی ورود مجله دوجلدی خانه

کتاب هرچه باداباد

همه چیز تکرار می‌شود کتاب هرچه باداباد نوشته استیو تولتز مسیر زندگی مونی و گریسی با ظهور شخص غریبه‌ای به نام اُون، وارد چرخه‌ی جدید و متفاوتی می‌شود. اُون، یک پزشک قدیمی ست که به یک بیماری بدخیم و پیش‌رونده مبتلا شده و روزهای پایانی عمر خود را سپری می‌کند. خانه‌ای که مونی و گریسی در آن ساکن‌اند، در گذشته متعلق به اُون و خانواده‌اش بوده و حالا او از این زوج جوان می‌خواهد که در مقابل وجه قابل توجهی پول، اجازه بدهند روزهای پایان زندگی‌اش را در منزل کودکی‌اش سپری کند و همان‌جا بمیرد. وقتی که اُون زنگ در خانه را می‌زند، اتفاقات بعدی هم پشت سر او وارد می‌شوند. هرچه باداباد، سومین رمان استیو تولتز، نویسنده معاصر استرالیایی‌ست که پیش از این با دو رمان جزء از کل و ریگ روان به شهرت و محبوبیت زیادی در سطح جهانی دست پیدا کرده بود. به گفته خودش، او جزء از کل را بر مبنای ترس از مرگ و ریگ روان را بر مبنای ترس از زندگی نوشته است و این بار برای درونمایه‌ی رمان سوم خود به سراغ نظریه رجعت ابدی نیچه رفته است. رجعت ابدی نیچه بیان می‌کند که کیهان و تمامی اتفاقات، موجودات و انرژی‌های موجود در آن، همواره در حال تکرارند و همه چیز، بی نهایت بار تا ابد تکرار خواهد شد. مرگ، زندگی، چالش‌ها، سختی‌ها و دوست داشتن‌ها و دوست داشته شدن‌ها. کتاب جزء از کل علاغم داستان جذاب و نثر گیرایش، با نقدهای مختلفی مواجه بود. از گستردگی بیش از حد حوادث و تعدد شخصیت‌ها گرفته تا بیانِ نقل قول گونه‌ی بسیاری از ایده‌ها و اندیشه‌های متفکران بزرگ‌تر. نقدهایی که البته برخی از آن‌ها، صرفا ویژگی‌های یک اثر پست مدرن است و نه ایرادهایی آسیب زننده به متن داستان. اما در کتاب هرچه باداباد که با بیش از ۱۰ سال فاصله از اثر اول این نویسنده به چاپ رسیده است، تفاوت‌های رو به رشد و حائز اهمیتی را در خصوص سبک و نگاه استیو تولتز نشان می‌دهد. داستان هرچه باداباد، منسجم‌تر نوشته شده و جابجایی‌های متعدد راوی و تغییر زمان بین خاطره‌ها، به مانند جزء از کل تکرار نمی‌شود، جملات و اشارات استیو تولتز کمتر وام‌گرفته از نویسندگان دیگر است و عمیق‌تر به نظر می‌رسد؛ استیو تولتز در این کتاب یک قدم به جلوتر حرکت کرده است. جنس دغدغه‌های تولتز که در کتاب‌های قبلی بیشتر از جنس تز‌های فلسفی بود، این بار کمی بیشتر رنگ مسائل اخلاقی را به خود گرفته و در دایره‌ی موضوعاتی وارد می‌شوند که تاثیرات خوب و بد آن ها در جامعه امروزی بسیار مشهودتر است: چه بارها که سکوت بقیه را حمل بر قضاوت کردم! متوجه شدم که همه خودانتقادی‌هایم گوشه و کنایه و حرف مردم بودند و هر وقت تظاهر به چیزی کردم هدفی نداشتم جز تحت تاثیر قرار دادن دیگران، و این که اگر بقیه نگاهت می‌کردند دلیلش این بود که ببیند نگاه‌شان می‌کنی یا نه و اگر به تو توجه می‌کردند فقط برای این بود که میزان توجه خودشان را اندازه گیری کنند. بدون هیچ دلیل موجهی به قدری برای جلب رضایت بقیه له له می‌زدیم که حاضر نبودیم برچسب‌هایی را که به ما می‌زدند بکنیم، با وجود این که اصلا چسبندگی نداشتند... تولتز در سال ۲۰۰۸ برای کتاب جزء از کل نامزد جایزه بوکر شد اما در دریافت این جایزه ناکام ماند. ریگ روان هم به اندازه جزء از کل در جلب توجه و نظر مثبت خوانندگان موفق نبود اما به نظر می رسد هرچه باداباد شانس‌های بهتر و بیشتری را برای موفقیت این نویسنده جوان استرالیایی به همراه داشته باشد. نشر چشمه که کتاب های جزء از کل و ریگ روان را پیش از این با ترجمه پیمان خاکسار به فارسی منتشر کرده بود، حق انحصار این کتاب را به فارسی خریداری کرده و از ۱۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ همزمان با پخش جهانی نسخه‌‌ی اصلی آن، ترجمه فارسی آقای پیمان خاکسار از کتاب هرچه باداباد را در کتاب فروشی‌های کشور توزیع کرده است.

فروشگاه آنلاین کتاب وبلاگ کتاب هرچه باداباد

کتاب هرچه باداباد

همه چیز تکرار می‌شود کتاب هرچه باداباد نوشته استیو تولتز مسیر زندگی مونی و گریسی با ظهور شخص غریبه‌ای به نام اُون، وارد چرخه‌ی جدید و متفاوتی می‌شود. اُون، یک پزشک قدیمی ست که به یک بیماری بدخیم و پیش‌رونده مبتلا شده و روزهای پایانی عمر خود را سپری می‌کند. خانه‌ای که مونی و گریسی در آن ساکن‌اند، در گذشته متعلق به اُون و خانواده‌اش بوده و حالا او از این زوج جوان می‌خواهد که در مقابل وجه قابل توجهی پول، اجازه بدهند روزهای پایان زندگی‌اش را در منزل کودکی‌اش سپری کند و همان‌جا بمیرد. وقتی که اُون زنگ در خانه را می‌زند، اتفاقات بعدی هم پشت سر او وارد می‌شوند. هرچه باداباد، سومین رمان استیو تولتز، نویسنده معاصر استرالیایی‌ست که پیش از این با دو رمان جزء از کل و ریگ روان به شهرت و محبوبیت زیادی در سطح جهانی دست پیدا کرده بود. به گفته خودش، او جزء از کل را بر مبنای ترس از مرگ و ریگ روان را بر مبنای ترس از زندگی نوشته است و این بار برای درونمایه‌ی رمان سوم خود به سراغ نظریه رجعت ابدی نیچه رفته است. رجعت ابدی نیچه بیان می‌کند که کیهان و تمامی اتفاقات، موجودات و انرژی‌های موجود در آن، همواره در حال تکرارند و همه چیز، بی نهایت بار تا ابد تکرار خواهد شد. مرگ، زندگی، چالش‌ها، سختی‌ها و دوست داشتن‌ها و دوست داشته شدن‌ها. کتاب جزء از کل علاغم داستان جذاب و نثر گیرایش، با نقدهای مختلفی مواجه بود. از گستردگی بیش از حد حوادث و تعدد شخصیت‌ها گرفته تا بیانِ نقل قول گونه‌ی بسیاری از ایده‌ها و اندیشه‌های متفکران بزرگ‌تر. نقدهایی که البته برخی از آن‌ها، صرفا ویژگی‌های یک اثر پست مدرن است و نه ایرادهایی آسیب زننده به متن داستان. اما در کتاب هرچه باداباد که با بیش از ۱۰ سال فاصله از اثر اول این نویسنده به چاپ رسیده است، تفاوت‌های رو به رشد و حائز اهمیتی را در خصوص سبک و نگاه استیو تولتز نشان می‌دهد. داستان هرچه باداباد، منسجم‌تر نوشته شده و جابجایی‌های متعدد راوی و تغییر زمان بین خاطره‌ها، به مانند جزء از کل تکرار نمی‌شود، جملات و اشارات استیو تولتز کمتر وام‌گرفته از نویسندگان دیگر است و عمیق‌تر به نظر می‌رسد؛ استیو تولتز در این کتاب یک قدم به جلوتر حرکت کرده است. جنس دغدغه‌های تولتز که در کتاب‌های قبلی بیشتر از جنس تز‌های فلسفی بود، این بار کمی بیشتر رنگ مسائل اخلاقی را به خود گرفته و در دایره‌ی موضوعاتی وارد می‌شوند که تاثیرات خوب و بد آن ها در جامعه امروزی بسیار مشهودتر است: چه بارها که سکوت بقیه را حمل بر قضاوت کردم! متوجه شدم که همه خودانتقادی‌هایم گوشه و کنایه و حرف مردم بودند و هر وقت تظاهر به چیزی کردم هدفی نداشتم جز تحت تاثیر قرار دادن دیگران، و این که اگر بقیه نگاهت می‌کردند دلیلش این بود که ببیند نگاه‌شان می‌کنی یا نه و اگر به تو توجه می‌کردند فقط برای این بود که میزان توجه خودشان را اندازه گیری کنند. بدون هیچ دلیل موجهی به قدری برای جلب رضایت بقیه له له می‌زدیم که حاضر نبودیم برچسب‌هایی را که به ما می‌زدند بکنیم، با وجود این که اصلا چسبندگی نداشتند... تولتز در سال ۲۰۰۸ برای کتاب جزء از کل نامزد جایزه بوکر شد اما در دریافت این جایزه ناکام ماند. ریگ روان هم به اندازه جزء از کل در جلب توجه و نظر مثبت خوانندگان موفق نبود اما به نظر می رسد هرچه باداباد شانس‌های بهتر و بیشتری را برای موفقیت این نویسنده جوان استرالیایی به همراه داشته باشد. نشر چشمه که کتاب های جزء از کل و ریگ روان را پیش از این با ترجمه پیمان خاکسار به فارسی منتشر کرده بود، حق انحصار این کتاب را به فارسی خریداری کرده و از ۱۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ همزمان با پخش جهانی نسخه‌‌ی اصلی آن، ترجمه فارسی آقای پیمان خاکسار از کتاب هرچه باداباد را در کتاب فروشی‌های کشور توزیع کرده است.



دیدگاه خود را ثبت کنید

نظری ثبت نشده است. مشاهده همه نظرات

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد

276
312