دسته‌بندی نشده
موضوعات داغ

پر فروش ترین کتاب های نوجوانان

در مقاله امروز دوجلدی میخواهیم 7 تا از پرفروشترین کتاب های نوجوانان را معرفی کنیم و خلاصه یا چند خط از هر کتاب را با هم بخوانیم. با ما همراه باشید.

1.دنیای سوفی

ماجرای این کتاب درباره دختر به نام سوفی است که در آستانه ۱۵ سالگی قرار دارد و خانه‌ آن‌ها بیرون شهر است. مشخص است که سوفی ذهن خلاقی دارد و با دوستانش درباره موضوعات مهم بحث و گفت‌وگو می‌کند. یک روز وقتی سوفی از مدرسه به خانه برمی‌گردد، مثل همیشه صندوق پستی را چک می‌کند. اما این بار با نامه‌ای که برای خود او آمده است غافلگیر می‌شود:

امروز فقط یک نامه در صندوق بود – و آنهم به‌نام سوفی. روی پاکتِ سفید نوشته شده بود: «سوفی آموندسن، شماره ۳ کوچه کلوور». و دیگر هیچ. نمی‌گفت از کیست. تمبر هم نداشت.

2.کتاب سیزده

بزیر چشمی، پدرم را نگاه می‌کنم، این غریبه کیست؟ چرا پدر من شده است؟ چرا من را به زور می‌رساند؟ مگر من به زور او و مادرم به مدرسه‌ای که خاله‌ام انتخاب کرده است نرفته‌ام؟ تا کی این روزها تکرار می‌شود؟ امتحان‌ها یک ماه دیگر شروع می‌شوند؟ این سریال احمقانه‌ی تکراری چرا سیزِن آخر ندارد؟ همان موقع به آینه‌ی ماشین نگاه می‌کنم، من چرا کمی زیباتر نیستم تا مدل شوم تا بازیگر شوم؟ چرا چشمانم درشت‌تر نیستند؟

3.کتاب شازده کوچولو

شاید روزی که آنتوان دوسنت اگزوپری تصمیم گرفته بود کتاب شازده کوچولو را بنویسید، هرگز به استقبال بی نظیری که از آن خواهد شد، فکر هم نکرده بود. استقبال فوق العاده ای که به گفته بسیاری از کارشناسان، این کتاب را پرفروش ترین کتاب تاریخ کرده است. شازده کوچولو روایتی جذاب و خواندنی است که پا را از یک داستان و قصه ساده فراتر گذاشته و تقریبا به یک رسانه فرهنگ ساز تبدیل شده است! کسانی که این کتاب را مطالعه کرده اند به خوبی می دانند که دیالوگ های شازده کوچولو در این داستان، جملاتی کاملا مفهومی و موضوعاتی تاثیرگذار بوده که برای تک تک آن ها کاملا فکر شده است.

4.کتاب بابا لنگ دراز

شخصیت اصلی داستان، جودی آبوت دختری سرزنده و باهوش است که در یک پرورشگاه بزرگ می شود اما با پشتیبانی مالیِ حامیِ ناشناس خود می تواند به مدرسه خصوصی راه یابد. جودی که حامی خود را نمی شناسد و فقط در یک نگاه از پشت سر دیده است، او را بابا لنگ دراز می نامد و اغلب درباره زندگی و فعالیت هایش به او نامه می نویسد جودی در مدرسه به سختی تلاش می کند تا فاصله فرهنگی خود با جامعه پیرامونش را که ناشی از بزرگ شدن در انزوای پرورشگاه است، جبران کند. در پایان، بابا لنگ دراز خود را معرفی می کند.

5.سیزده دلیل برای اینکه

با همه‌ی ماهیچه‌های بدنم که التماسم می‌کنند از حال بروم مقابله می‌کنم. چون اگر به مدرسه نروم، اگر بروم جایی دیگر و تا فردا پنهان شوم، نمی‌توانم به چیزی جز فردا فکر کنم. هر موقع که برگردم، حقیقت باقی می‌ماند: بالاخره مجبور می‌شوم با بقیه‌ی آدم‌های توی نوارها رودررو شوم. به ورودی پارکینگ می‌رسم، یک تکه پیچک با تکه‌سنگی بزرگ که رویش حکاکی شده به همه خوشامدگویی می‌کند…

6.آنجا که هندوانه ها میرویند

هشت سالم بود و توي اتاق انتظار بيمارستان بودم، چون سنم كم بود و اجازه نداشتم مامان را ببينم. كلافه بودم و گريه مي كردم و حتي آن قدري بزرگ نشده بودم كه بفهمم ماجرا از چه قرار است. دكتر دوبوز آمد و كنارم نشست. لبخند زد و سبيلش با خنده اش كش آمد. با مهرباني، دستش را روي دستم گذاشت.با صدايي بم و كلماتي شمرده گفته بود: «مي دونم كه سخته، دلا. مي دونم دلت براي مادرت تنگ شده و ما هم داريم سخت تلاش مي كنيم هرچه سريع تر برش گردونيم پيش تو. ولي فعلا براش بهتره كه مدتي اينجا باشه. مغزش احتياج به استراحت داره تا بعد بتونه بهتر كار كنه، جوري كه بايد.»

7.زنان کوچک

شب کریسمس بود و چهار دختر خانواده ی مارچ بیش از هر وقت دیگری فقر را احساس می کردند. با از دست رفتن ثروت خانواده و حضور آقای مارچ در جبهه‌ ی جنگ، هیچ کدام از دخترها انتظار هدیه ی کریسمس را نمی کشیدند. با این حال دختر بزرگ خانواده، مگ، بدش نمی آمد یک جفت دستکش ابریشمی داشته باشد. دختر دوم، جو، که عاشق مطالعه بود دلش کتاب آندین و سینترام را می خواست. بت از نواختن پیانو لذت می برد و نت ّهای تازه ی موسیقی، یادگیری اش را سرعت می بخشید. ایمی نیز که کوچک ترین دختر خانواده بود، دلش برای مدادرنگی های تازه پر می زد…

امیدواریم که از مقاله امروز دوجلدی لذت برده باشید. همچنین شما میتوانید در قسمت نظرات موضوعات پیشنهادی خود را با ما در میان بگذارید تا در آینده به آنها بپردازیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن